مرتضى راوندى
70
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
على را تهديد كردند و گفتند : « به حكم خداوند و قرآن موافقت كن و الا يا تو و هواخواهان تو را به آنها تسليم مىكنيم و يا همان كارى كه با عثمان كرديم با تو خواهيم كرد . معاويه پيشنهاد كرده است كه به طريق حكميت و مطابق حكم قرآن و خدا رفتار كنيم و ما پيشنهاد او را پذيرفتيم . » پس از آنكه على در چنين اوضاع و شرايطى با حكميت موافقت كرد ، كوشش نمود عبد اللّه بن عباس به عنوان حكم انتخاب شود ، ولى كوشش او به جايى نرسيد و مردم كوفه ابو موسى اشعرى را به نام حكم برگزيدند . ابو موسى اشعرى فريب خورد در جريان اين مذاكرات كه چندين روز طول كشيد ، ابو موسى كه مردى جاهل و خودخواه بود فريب خورد . عمرو عاص به اين عنوان كه هيچيك از على و معاويه شايستهء مقام خلافت نيستند ، ابو موسى را وادار كرد كه در مقابل عموم مردم ، مخدوم خود على را خلع كند تا او نيز در مورد معاويه چنين كند ، اما عمرو عاص بر خلاف وعدهء خود عمل كرد و معاويه را در مقام خود ابقاء نمود . ابو موسى پس از مقدمهاى ، گفت : ما دو نفر هردو تصويب كرديم كه على و معاويه را خلع كنيم و مردم را به حال خود بگذاريم تا هركه را خودشان مىخواهند انتخاب كنند . پس از پايان گفتار ابو موسى ، عمرو عاص دنبالهء سخن را گرفت و پس از مقدمهاى گفت اى مردم شنيديد كه ابو موسى اشعرى كه از طرف على حكم بود ، مقتداى خود على را خلع كرد ، من هم على را مانند او خلع مىكنم و معاويه را ابقاء مىكنم . معاويه جانشين عثمان - ابن عفان و ولى خون اوست و شايستهترين مردم براى خلافت است . ابو موسى غضبناك و خشمگين گرديد ، فرياد كرد : چه مىگويى ، خداوند ترا توفيق ندهد ، اى خائن غدار دروغگو ، مثل تو مثل سگ است كه در هرحال پارس مىكند . عمرو عاص تبسمى كرد و گفت : ولى مثل تو مثل خر است كه كتاب بار او كرده باشند . « 98 » در نتيجهء اين حكميت نهتنها مشكل حل نشد بلكه محظورات و اختلافات نوينى بين مسلمين ظهور كرد . بطورىكه ديديم ، قديمترين مريدان و پيروان على ، شيعيان و عدهاى از خوارج بودند . شيعيان طرفدار توارث بودند و تنها افراد خاندان نبوت را شايستهء احراز مقام خلافت مىشمردند و بعضى از مريدان ، قدم را از اين حد فراتر گذاشته و براى او مقام الوهيت قائل بودند . امام با اين عقايد افراطى بهشدت مخالفت مىكرد و جمعى از پيروان اين افكار را كشت . با اين حال پيروان او از اين عقايد كفرآميز دست برنداشتند . عقايد افراطى خوارج بر خلاف شيعيان ، خوارج طرفدار دموكراسى افراطى بودند و مىگفتند : « هر عرب آزادى طبق مقررات اسلام ، حق دارد به خلافت انتخاب شود ، و هر خليفهاى كه نتواند رضايت مردم را جلب كند ، ممكن است از اين مقام خلع شود . پيروان اين فكر بيشتر مهمترين افراد قبايل عرب بودند . علاوه بر آنها عدهاى از متشرعين كه بنيان اسلام را در اثر جاهطلبى افراد ، در خطر مىديدند ، به جمعيت خوارج
--> ( 98 ) . از « خلافت على ابن ابيطالب » تا اينجا نقل از مأخذ سابق ، ص 119 به بعد ( به اختصار ) .